حسين قرچانلو
50
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
يهودى نخستين بار اسطرلاب را به مسلمانان دادند و احتمالا از رسالهء سريانى سوروس سبوكت ( سيبخت ) ( نيمه قرن هفتم م ) استفاده كردهاند . مروّج ديگر مكتب هندى در نجوم و رياضيات يعقوب بن طارق ، همعصر فزارى است كه صاحب الفهرست دربارهء وى مىنويسد : از منجمان بسيار بافضل است و اين كتابها از اوست : كتاب تقطيع كردجات الجيب و كتاب ما ارتفع من قوس نصف النهار . . . . « 1 » مهمترين اثر وى در نجوم و رياضيات ، كتاب علم فلك است . به دوران منصور عباسى نظام « سند هند » در نجوم اسلامى بر اساس چند رسالهء هندى استوار شد و همچنان مدت پنجاه سال رقيبى نداشت تا اينكه در دوران مأمون عباسى مكتب يونانى به رقابت با آن برخاست ؛ امّا اين نظام يكباره از ميان نرفت ؛ زيرا بزرگ رياضىدانهاى دوران مأمون ، يعنى ابو جعفر محمد بن موسى خوارزمى ، جدولهاى نجومى خود سند هند صغير را بر اساس نظام هندى نهاده بود . « 2 » يكى از روشهاى نظام هندى ، محاسبهء خط زوال يعنى نصف النهار و تعيين مبدأ محاسبهء طول جغرافيايى از مشرق به مغرب است كه با تأليفات جغرافيايى مسلمانان مرتبط بوده است و نفوذ آن در بعضى زمينهها در دانش اروپايى تا به روزگار كريستف كلمب استمرار داشته است . « 3 » طبق نظريه دانشمندان هند ، خطوط طول در كتابهاى هندى بر حسب نصفالنهارى آغاز مىشود كه از نيمهء قسمت آباد زمين يعنى جزيرهء لنكا مىگذرد . اعراب آن را سرنديب ناميدهاند و اكنون سيلان يا سرىلانكا ناميده مىشود . منجّمان دورهء اسلامى نقطهاى را كه در آن خط استوا و خط نصف النهار مبدأ يكديگر را قطع مىكنند و از نيمهء قسمت آبادان زمين مىگذرد ، « قبة الارض » يا « قبه » ناميدهاند و چنان تصور مىكردند كه خط نصف النهار لنكا از يكى از شهرهاى معروف ايشان به نام اجّين مىگذرد . كلمهء اجّين در زبان عرب به صورت أزّين درآمد . اين واژه با شكل كلمه اوزن نزد بطلميوس قرابت دارد ؛ بنابراين مسلمانان اجّين را ازين ناميدند و گفتند كه طولهاى جغرافيايى بنابر روش هنديان از خط نصف النهار ازين مىگذرد و سپس به
--> ( 1 ) . الفهرست ؛ ص 498 . ( 2 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 80 . ( 3 ) . همانجا .